این دوره درسی بر اساس منابع فارسی و انگلیسی موجودی که در زمینه تاریخ مسیحیت و کلیسا در ایران در دست بوده است تهیه گردیده است. لازم به ذکر است که در این میان چهارچوب اصلی این دوره درسی بر مبنای کتاب “سرگذشت مسیحیت در ایران زمین” که حالتی فراگیرداشته است تنظیم شده حال آنکه به دلیل ویژگیها و خصوصیات که یک دوره درسی میبایست دارا باشد و نیز به واسطه دسترسی و استفاده از منابعی جدیدتر قسمتهایی به این کتاب افزوده گشته و نیز قسمتهایی خلاصه گردیده است تا دورهای درسی که تمامی زوایا و نکات لازم را فراگیرد، تهیه و تنظیم گردد.در انتهای بخش پایانی این در درس فهرست منابع موجود و منابع بکار گرفته شده ذکر گردیده است.
برای پاسخگویی به پرسشهای آزمون بخشهای مختلف این دوره درسی در آزمونهای هر بخش شما مجاز نیستید تا از جزوه درسی و یا هیچ گونه کتاب و یا جزوه دیگری در خلال امتحان استفاده کنید. ضمنا در حین امتحان اجازه ندارید تا با کسی در رابطه با این سوالات مشورت کنید. شما مجاز نمی باشید که سوالات را یاد داشت کرده و یا با شخص دیگری در میان بگذارید.
این اقدام از لحاظ قانونی و اخلاقی خلاف مقررات دانشگاه میباشد و تخطی از آن تنبیهات قانونی در پی خواهد داشت.
رعایت نکات ذکر شده برای همگان الزامی است.
هنگامی که راجع به تاریخ کلیسای ایران سخن ب همیان میآید، گویا در باره موضوعی تاریک و مبهم از تاریخ ایران سخن میگوییم. غالباً تصور بر اینست که مسیحیت هیچگاه ارتباطی به ایران نداشته و همیشه از آن بدور بوده است ، مگر در قرن های نوزدهم و بیستم که این ایمان توسط میسیونرها به ایران وارد شد.
مطالعه این کتاب، موجب خواهد شد که خوانند ۀ علاقهمند به این گوشه از تاریخ ایران، پی ببرد که مسیحیت از بدو آغاز چه پیوند استواری با این مرز و بوم داشته و «ایرانیان مسیحی» در تمام طول تاریخ، چه بهای سنگینی برای ایمان خود پرداختهاند. در ضمن، خواهیم کوشید علل ضعف و انطاط مسیحیت را در ایران و در سایر سرزمینهای مشرق زمین کشف کنیم.
پیش از آنکه وارد بحث اصلی شویم، روشن کردن یک نکته بسیار ضروری است. لازم است که اصطلاح «تاریخ کلیسای ایران» دقیقاً تعریف شود. اولاً ایران در کدام دوره؟ ثانیاً کدام کلیسا؟
حدود و صغور ایران در دوران مختلف متغیر بوده است. همچنین، کلیسا در ایران فقط محدود به مرزهای این سرزمین نبوده، بلکه گستره آن تا به مغولستان و چین میرسیده است. به همین جهت، هر گاه به «کلیسای ایران» اشاره میکنیم، الزاماً منظورمان کلیسای واقع در م حدود ه جغرافیایی ایران امروز نمیباشد.
به علاوه «کلیسای» ایران هیچگاه در تقسیمبندی متداول مذاهب مسیحیت داخل نشد. معمولاً مسیحیت به سه شاخه یا مذهب کاتولیک، ارتودوکس و پروتستان تقسیم میشود. اما نباید فراموش کرد که شاخههای فرعی دیگری نیز وجود داشته است که امروزه بعلت قلّت پیروان آنها، توجه چندانی به آنها نمیشود. از آن جمله، میتوان به کلیساهای مونوفیزیتِ قبطی، کلیسای یعقوبی سوریه، و کلیسای ارمنی، و کلیساهای ملکیت لبنان و سوریه و مصر و ارمنستان اشاره کرد. در این میان، کلیسایی که ما تحت عنوان «کلیسای ایران» از آن نام میبریم و زمانی شامل مسیحیان بینالنهرین و فلات ایران و هندوستان و مغولستان و چین میشده، اعتقادات و تشکیلات خاصِ خود را داشته است. این کلیسا به نام کلیسای ن ستوری شناخته شده است.
گرچه کلیسای ایران در اواخر قرن پنجم عقاید نستوریوس را پذیرفت و نستوری شد، اما از قرن چهارم به بعد کلیسای ایران عملاً از تحت نظارت کلیسای انطاکیه که کلیسای مادر برای کلیسای ایران بحساب میآمد، خارج شد. علت تمایل به این استقلال، فشاری بود که از جانب حکومت ساسانیان بر کلیسا وارد میآمد. حکومت ساسانیان همواره این سوءظن را نسبت به مسیحیان ایران داشت که ایشان بلحاظ اشتراک عقیده با دشمن ملی یعنی حکومت روم، با آنان همکاری نمایند.
کلیسای ایران ، البته با تعریفی که از آن بعمل آوردیم، متأسفانه خیلی کم مورد توجه محققین تاریخ کلیسا بوده است. شاید دلیل آن، ضعف و انحطاط آن، خصوصاً در دوره بعد از هجوم ویرانگر و «فرهنگبرانداز» مغول بوده است. در تهیه این کتاب، از منابع فارسی و غیرفارسی، استفاده شد ه تا بخشهای مختلف تاریخ کلیسای ایران بازسازی گردد.