<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>دانشكدۀ الهیات مسیحی ۲۲۲</title>
	<atom:link href="http://222bc.org/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://222bc.org</link>
	<description>222 Bible College</description>
	<lastBuildDate>Thu, 23 Dec 2010 14:05:55 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
		<item>
		<title>GE000044-06</title>
		<link>http://222bc.org/ge000044-06/</link>
		<comments>http://222bc.org/ge000044-06/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 23 Dec 2010 14:05:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=480</guid>
		<description><![CDATA[درنام قدوس خداوند مان عیسی مسیح برکات وفیض خدا با شما باد با سلام ودرودی برادرانه جدیدترین سروده ام را<a href="http://222bc.org/ge000044-06/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>درنام قدوس خداوند مان عیسی مسیح برکات وفیض خدا با شما باد</p>
<p>با سلام ودرودی برادرانه</p>
<p>جدیدترین سروده ام را با الهام ازکلام مقدس خدا بمناسبت سالروز</p>
<p>حضورپرازفیض ورحمتش نثارخوهران وبرادران عزیزم مینمایم</p>
<p>باشد با درک مقام والای زن درکتابمقدس سپاس وقدرشناسی خودرا</p>
<p>که پرورش یافتگان دامنهای تقوا هستیم به مادران،همسران،دختران</p>
<p>وخواهران خود تقدیم داریم.<span id="more-480"></span></p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>بسرشتی زخاک صورتی خدایا</p>
<p>بنفخۀ دمیدی روح حیات ، آن شبه خدا را</p>
<p>آدم شد نفس زنده درحضورت</p>
<p>بسیارنیک خواندیش ، آن صورت زخدا را</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>آدم هیچ خلق شد زروحت خدایا</p>
<p>آن هیچ کردی فرمانده برمخلوقت خدایا</p>
<p>جهنده ، پرنده ، خزنده ، دونده</p>
<p>شناوروجاندارمطیع آن مونس ، خدایا</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>زدندۀ آدم خلق نمودی حوا را</p>
<p>آن دنده خود بود وجودی ، خدایا</p>
<p>این چه سرّیست ، خدایا</p>
<p>زعضوشبه خود ، خلق نمودی حوا را</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>اجازت دادی ، فریبد حوا را</p>
<p>آن مارقدیم پرازمکروریا را</p>
<p>در این اجازت بود ، سّرتوخدایا</p>
<p>آگاهانیدی زین سّر، دروعده ات مارا</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>زره مکروکین ، گزد پاشنۀ ذریت حوارا</p>
<p>آن ابلیس ، شد صاحب این دنیا را</p>
<p>حکم ازل بود ، سّرتوخدایا</p>
<p>که کوبد ذریت زن ، سرآن اژدهارا</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>زنسل زن آفریدی ، شیث ، نوح وآبرام را</p>
<p>بطن بستۀ ساره ، توبازنمودی آن نازا را</p>
<p>بخشیدی زذریّت حوا ، اسحاق ویعقوب را</p>
<p>نهادی دربطن آن زن لاوی ، موسی را</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>بحکم تو، پروراند دخت فرعون پیامبرخدا را</p>
<p>سّرتو درراحاب ، ریخت دیواراریحا را</p>
<p>زنده وپا برجا ماند کلامت ، دهرها دهرها</p>
<p>بقا دادی تو، به حنّاها ، روت ها واسترها</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>به رحم مردۀ الیصابات نهادی یحیی را</p>
<p>ندا کننده دربیابان ، بگشائید راه خدا را</p>
<p>جبرائیل آن مَلَک آمد برمبارک خدا</p>
<p>وعدۀ ولادت منجی بداد ، مریم با تقوا را</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>گشودی رحم باکرۀ بیت الحم یهودا را</p>
<p>وعده ات درروح محقق شد ، خدایا</p>
<p>سه چهارده نسل گذشت ، حوا را</p>
<p>زذریّت زن ، آمد عمانوئیلت خدایا</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخذایا</p>
<p>بروح زنده نمودی خلق خفته درفناء را</p>
<p>بدادی حیات جاوید ، قومت را خدایا</p>
<p>بایمان پرورانیدی زنسل حوا ، حواهای دگررا</p>
<p>این حواها شدند ، مادر، همسر ، دختران وخواهرما را</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>زنسل کوبندۀ سرِ اژدها را</p>
<p>بدادی بمن مادر، همسر ، دختران وخواهر، خدایا</p>
<p>بچشم یقین دیدم ، مقام حوا را</p>
<p>لاجی هد یۀ تو بود بمن خدایا</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>مرده بود حوای من دردنیا</p>
<p>بایمان زنده نمودیش درروح خدایا</p>
<p>بفرمانت سرسپرد وشد فدا</p>
<p>درره آن جماعت که بودند اسیردنیا</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>فراموش کرد خود ، کمربست خدمت خدا</p>
<p>سوخت در آتش دنیا ، نکردفراموش محبت خدا</p>
<p>بسان دگرفرزندان خدا</p>
<p>بعشق خادم شد قوم خدا را</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا ز وجودی ،وجودی دیگر خدایا</p>
<p>سّرخدا ، نهفته درژاندارکها</p>
<p>فدا شدند درره خلق خدا</p>
<p>حکم ازکجاست دراین ترزا ها</p>
<p>نهیف وجود خود فدا نمودند درره قومها</p>
<p>چه زیبا خلق نمودی خدایا زوجودی ، وجودی دیگرخدایا</p>
<p>دسامبر ۲۰۰۸- GE000044-05</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/ge000044-06/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>GE000044-07</title>
		<link>http://222bc.org/ge000044-07/</link>
		<comments>http://222bc.org/ge000044-07/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Feb 2010 14:16:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=494</guid>
		<description><![CDATA[با سلام ودرود حضورتمامی عزیزانیکه این سری مقالات را میخوانند وامیدوارم تجربیات زندگی من که دراین مقالات ذکرمیگردد باعث بیداری<a href="http://222bc.org/ge000044-07/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام ودرود حضورتمامی عزیزانیکه این سری مقالات را میخوانند وامیدوارم تجربیات زندگی من که دراین مقالات ذکرمیگردد باعث بیداری وبرکت شما گرددودرشناخت خدای واحد واطاعت ما ازاحکام اتهی ثمرات نیکو دردلهایمان بارآورد.آمین<span id="more-494"></span><br />
مرقس ۲۹:۱۲-۳۱عیسی اورا جواب دادکه اول همۀ احکام اینست که بشنوای اسرائیل خداوندخدای ماخداوند واحد است.وخداوند خدای خود را بتمامی دل وتمامی جان وتمامی خاطروتمامی قوَت خود محبت نما که اول ازاحکام اینست.ودوم مثل اولست که همسا یۀ خودرا چون نفس خود محبت نما بزرگترازاین دو حکمی نیست.<br />
این مقالات که دارای ده بخش است درواقع ده مقاله ادامۀ گزیده ای اززندگی من است که<br />
مرا با واقعیات ایمان وسرسپردگی به خداوند وپیروی ازاحکام الهی هادی وراهنماست.<br />
تاکنون شش مقاله تمام شده ومقالۀ هفتم درحال اتمام است واگرخداوند اجازه بفرمایند وعمرم کفاف خدمتگزاری بدهد سه مقاله را هم تقدیم خواهم کرد . توکل بخدا</p>
<p>عنوان وترتیب مقالات :</p>
<p>چه کسانی مسیح خداوند رامحبت کرد ند؟<br />
عا د ت واعتیاد !<br />
روح &#8211; نخستزاده<br />
آیا درمقام آن هستیم که بخواهیم ؟<br />
ای ماه ، ای ستارگان ، ای آ سمان &#8230;..شما گواهید برخا لق وخلقت<br />
خوشحال ازرهائی &#8230;..امَا گناه !<br />
(مقالات بالا آماده اند)<br />
مثل مارهوشیار&#8230;.مثل کبوترساده (ایمان من) این مقاله درحال اتمام<br />
چه چیزی درشما ساکن است ؟<br />
خداوند برای من ارزش قائل است !<br />
وارث آسمانی&#8230;..وارث زمینی<br />
این سه مقاله نوشته نشده امَا ادامۀ مقالات بالا ویا بهتربگویم مکمل<br />
گزیده ای از زندگی من است.</p>
<p>مقالۀ اوَل</p>
<p>چه کسانی مسیح خداوند را محبت کرد ند ؟<br />
قبل ازاینکه وارد مبحث گردم لازم است بآیات زیرتوجه فرمائید تا براسا س کتاب مقدس گویا ترسخن بگوئیم وبرشکیات غالب آئیم. توکَل برخداوند<br />
متی ۱۲:۷<br />
لهذا آنچه خواهید که مردم بشما کنند شمانیزبدیشان همچنان کنید زیرا<br />
اینست تورات وصحف انبیاء<br />
متی ۲۱:۷<br />
نه هر که مرا خداوند خداوند گوید داخل ملکوت آ سمان گرد د، بلکه<br />
آنکه ارادۀ پدرمرا که درآسمان است بجا آورد.<br />
متی ۲۲:۷<br />
بسا در آ نروزمرا خواهند گفت خداوندا آ یا بنام تونبوَت ننمود یم وبه<br />
اسم تود یوها اخراج نکرد یم وبنام تومعجزات بسیارظاهرنساختیم.<br />
متی ۲۳:۷<br />
آنگاه بایشان صریحاَ خواهم گفت که هرگزشما را نشناختم ،ای بد کاران ازمن<br />
دورشوید .<br />
سئوآل اینست که آیاخد اوند را باورکرده ایم ؟<br />
اگرایمان داریم که باورمان حقیقت است پس مجریان ارادۀ خد ا ودراین باورحکم خداوند را درآیۀ متی ۱۲:۷ اجراء میکنیم . هللویاه<br />
حال سئوال خواهید فرمود آیات فوق چه ارتباطی با موضوع مورد بحث دارند لطفاَ حوصله فرما ئید.<br />
درباب اول سفرپیدایش خداوند شش بارازجملۀ ( د ید نیکوست ) درخلقت شش<br />
روزۀ آفرینش سخن بمیان آورد وتاّ کیداَ درروزششم جملۀ (همانا بسیارنیکوبود)<br />
را بیان فرمودند واین روزی بود که خدا آدم رابصورت خود آفرید.<br />
پیدایش ۲۷:۱<br />
&#8230;&#8230;واورا بصورت خدا آفرید ایشانرا نر وماده آفرید.<br />
توجه فرمائید خدا درآیات باب یک ازاعمال نیک خود سخن گفته وآدم وحوا را<br />
بنیکی خلق نمود ودرمجموع کّل خلقت را بسیارنیک اعلام فرمود ند.<br />
انتظارخدا از آد م وحوا چه بود ؟<br />
آیا بغیرازعمل نیک بود. تورا ت را بخوانید :<br />
بعد ازعمل آدم وحوا واخراج ازعدن درباب چها رآیۀ ۷ مگربقائن نفرمود اگرنیکوئی میکردی آیا مقبول نمیشدی ؟<br />
ازهمان ابتدای خلقت انتظارخدا ازانسان نیکی بود چرا که خود خدا نیک بود.<br />
وبالآخره حدود ۲۰قرن پیش عیسی مسیح دوحکم بزرگ وازلی وابدی را که<br />
تضمین کنندۀ حیات ابدی ماست تکرارتا تاکیدی برتورات وصحف انبیاء باشد.<br />
آیات ۳۷-۴۰باب۲۲ انجیل متی را با هم میخوانیم ووارد اسا س وهدف این<br />
مقاله میشویم.<br />
عیسی ویرا گفت اینکه خداوند خدای خود را بهمۀ دل وتمامی نفس وتمامی فکر خود محبت نما. اینست حکم اول واعظم. ودوم مثل آنست یعنی همسایۀ خود را<br />
مثل خود محبت نما. بدین دوحکم نمام تورا ت وصحف انبیاء متعلّق است.<br />
دراین دو حکم ازمحبت سخن بمیان آمده !<br />
محبت به خدا که خود خالق ماست !<br />
محبت به همسایۀ که شبیه وهمذات باما وخدا مارا بصورت خدا آفرید!<br />
ادامه میدهیم :<br />
یوحنا ۱۶:۳زیرا خدا جهان را آنقد رمحبت نمود که پسریگانۀ خود را داد تا<br />
هرکه باوایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.<br />
آیا ایمان داریم پس عمل کنیم ودرپی محبت به خدا وهمسایه باشیم!<br />
یوحنا۲۶:۱۲ اگرکسی مرا خدمت کند مرا پیروی بکند وجائیکه من میباشم آنجا<br />
خادم من نیزخواهد بود وهرکه مرا خدمت کند پدراورا حرمت خواهد داشت.<br />
یوحنا۱۷:۱۵ باین چیزها شما را حکم میکنم تا یکدیگررا محبت نمائید.<br />
عیسی مسیح نحوۀ خدمت ما را تعین فرمود ودرمتی ۱۹:۱۵ فرمودند :<br />
اگر ازجهان میبودید جهان خاصَان خود را دوست میداشت لکن چون که ازجهان نیستید بلکه من شما را ازجهان برگزیده ام ازاین سبب جهان با شما دشمنی میکند.<br />
صراحت آیه اشاره ببرگزیدگان یعنی کسانیکه برای محبت کردن انتخاب شده اند.کسانیکه برای نیکی انتخاب شده اند.مورد خطاب کسانی هستند که دو حکم<br />
اوَل واعظم را که مورد تاکید است عملاَ اجراء مینمایند.<br />
لطفاَ متی ۳۷:۲۲-۴۰ را مجدداَ مطالعه تا معیاربرگزیدگی خود را دریابید واز<br />
خداوند تمنا دارم شما را درگروه برگزیدگان قراردهد. آمین<br />
پس بیائید بخداوند بلی بگوئیم واورا با تمامی دل تمامی جان وتمامی فکر وتمامی توان خود محبت نمائیم .<br />
عیسی مسیح خداوند بقوت روح القدس ازمریم باکره درشباهت پسرانسان متولد شد وبعدازاتمام ماًمورت الهی خود به صلیب سپرده شد وسه روزبعدازمرگ ازمیان مردگان برخواست وبقوت بالا برده شد وجهان درانتظاربازگشت پسر<br />
انسان است بهمان نحوکه بالابرده شد برای داوری بازگشت نماید.<br />
اگرایمان بیاوریم موت عیسی مسیح خداوند برصلیب فدیه گناهان ماست وایمان<br />
بیاوریم که بعداز سه روزازعالم اموات برخواست بآسمان صعود نمود ودرایام<br />
آخربرای داوری بازگشت خواهد نمود. ودراین ایمان احکام اورا اجرا نمائیم .<br />
تاکیدی برمحبت ماست :<br />
ازمن سئوال میشود چرا براجرای احکام خدا درمحک ایمان سخن میگویم: این تاُکید ازمن نیست از خدا وخداوند است ومردان ایمان درعهد عتیق وعهد جدید برآن تاُکید نموده ومجریان کلام خدا بوده اند.<br />
خدا مرا آفرید تا باوایمان بیاورم واحکام اورا عمل نمایم وبا عمل بایمان محبت نمایم ومعنی محبت بخدا درمحبت بمخلوق خدا نهفته است که درتورات وصحف انبیاء وانجیل مثالهای زیادی آمده:<br />
سامری نیکو کی بود؟ لوقا ۲۶:۱۰-۳۷<br />
درآیه ۳۶ عیسی سئوال فرمود :پس بنظرتوکدام یک ازاین سه نفرهمسایه بود؟درآیه۳۷ &#8230;&#8230;&#8230;.عیسی ویرا گفت برو وتونیزهمچنان کن!&#8230;رحمت!<br />
احکام خداوند برالواح سنگی آمد وتوسط موسی وانبیاء اولیه وپسین براجرای آنها تاُکید شد:سفرخروج۱۸:۳۱ ،سفرلاویان۱۹ وسفرتثنیه۱:۴-۱۴<br />
و۱۵۰۰سال بعد عیسی مسیح خداوند براجرای آن تاُکید فرمودند:متی۱۷:۵و<br />
درآخرفرمودند &#8230;&#8230;&#8230;همۀ امتها را شاگرد سازید&#8230;&#8230;&#8230;.ایشانرا تعلیم دهید&#8230;.<br />
&#8230;.همۀ اموریرا که بشما حکم کرده ام حفظ کنند.متی۱۹:۲۸-۲۰<br />
درآیات بالاتاُکیدی است برایمان به خدا،عیسی وروح القدس ودراین ایمان اجرای احکام الهی<br />
آیا اقرارایمان من فقط بزبان است؟<br />
آیا ایمان من بپذیرش دل واجرای کلام خداوند است؟<br />
خود را محک بزنیم درکدامین گروه براساس کلام خداوند قرارداریم؟<br />
الف:ایمانی که ازدل بود: یوزباشی درمتی۵:۸، زن مبتلا به حیض درمتی<br />
۲۰:۹، زن کنعانی درمتی۲۲:۱۵ وانجیل وتورات را مطالعه فرمائید ومردان وزنان ایمان را بخوانید واعمالشان بنگرید!<br />
ب: ایمان نیاوردند وعیسی وسایرانبیاء را باورنداشتند: شهرهای توبه نکرده در<br />
عهد جدید متی۲۰:۱۱-۲۴ودرعهد عتیق مثلا سدوم وعموره، فریسیان وعلماء<br />
یهود متی۳۸:۱۲، ناصره۵۷:۱۳-۵۸، جوان ثروتمند متی۱۶:۱۹-۲۳ و&#8230;.<br />
ج:شکاکین درایمان: دراین مورد مثالهای زیادی درعهد عتیق وعهد جدید آمده<br />
که توصیه دارم شخصا مطالعه بفرمائید که بسیار مهم است . مثلا شک قوم در<br />
صحرای سینا، شک مردم وعلماء یهود،شک شاگردان&#8230;.مرقس ۱۱:۸-۱۴، مرقس۳۵:۵-۳۶، مرقس۱۳:۱۲-۱۷، مرقس۳۵:۱۲- ۳۷<br />
د: بی تفاوتها: هدف این گروه بردن منافع آنی وگذرا است ودرعهد عتیق نمونه های زیادی مشاهده شده اند برای مثال درصحیفۀ یوشع ۳:۹-۲۷ودرعهد جدید<br />
بآیات زیرتوجه فرمائید:<br />
لوقا۱۰:۹-۱۷ خوراک دادن بپنجهزارنفر، لوقا۵۱:۹-۵۳ مردم سامره، لوقا۱۳:۱۲-۱۵ثروتمند، لوقا۱۲:۱۴خانۀ فریسی ، لوقا ۱۳:۲۳-۲۵ پیلاطوس<br />
مطالب بالا آمد تا کمکی باشد برای اصل مقاله که چه کسانی عیسی مسیح خداوند را محبت کردند.<br />
دربارۀ سامری نیکو گفتیم وحال سئوال اینست که:<br />
من دراین محک ایمان وعملکرد بکلام درچه جایگاهی قراردارم؟<br />
آیا رحمت نیکوی سامری را دربرخورد با همنوعان نیازمند را دارم ویا ببهانۀ<br />
توجه بقانون ویا حمایت های دولتی وغیره مانند کاهن ولاوی ازکناری خواهم گذشت ؟<br />
درمتی۱:۲-۶و۱۰-۱۲سخن ازسه مجوسی آمده :<br />
این مغان چه کسانی بودند؟<br />
چرا آمدند؟ وآیا تعقیب ستاره ازروی کنجکاوی بود؟<br />
آیا با ایمان آمدند وبا ایمان رفتند؟<br />
چرا آمدند ورفتند ازراه دیگر تا هیرودیس طفل را نیابد؟<br />
من ازنطراعمال این مغان با عیسی مسیح خداوند چه برخورد وارتباطی دارم؟<br />
شبانانیکه به دیدارمسیح آمدند وخبر خوش ولادت را پخش کردند وگله های خود را رها کردند چه بهره ای داشتند وچرا فرشتگان را باورداشتند؟ لوقا۱۵:۲-۱۸<br />
بهرۀ من ازایمان چیست ودررساندن خبرخوش انجیل درچه جایگاهی هستم؟<br />
زنیکه مسیح خداوند را تدهین کرد که بود وازچه چیزی گذشت وچه پیامی برای ما دارد؟ متی۶:۲۶-۱۳<br />
من ازچه چیزخود در راه مسیح خداوند میگذرم وهدیۀ من چیست؟<br />
شمعون قیروانی که بود وبه چه اندیشه ای صلیب مسیح را حمل کرد وآیا با نیت<br />
وخواستۀ دل خود اینکار را انجام نداد کرچه مجبورشد؟لوقا۲۶:۲۳<br />
من درحالت اجبار وفشارچه عکس العملی دربیان ایمان خود نشان میدهم؟<br />
دزدان بالای صلیب چه نقشی درقضاوت داشتند؟ آیا صحبت ازقضاوت درعدالت انسانی ننمودند؟ لوقا۲۹:۲۳-۳۳<br />
من درباوربه مسیح درچه جایگاهی هستم وآیا درعمل بایمان قضاوت درستی دارم ویا توجهم باعمال انسانی است؟<br />
یوسف رامه ای ونقیودیموس ازشورای رهبری یهود با مسیح چه ارتباطی داشتند وایمان داشتند واز منتظران ملکوت خدا بودند؟متی۵۷:۲۷ ویوحنا<br />
۳۹:۱۹-۴۲<br />
من جزو چه گروه وفرقه ای هستم آیا به خداوند ایمان دارم واز منتظران ملکوت هستم ومنتظربازگشت عیسی مسیح خداوند ومعتقد بروزداوری؟<br />
باچه جراتی بیانگرایمان خود هستم آیا عمل من هم بیانگراین شهادت است؟<br />
شخصیت های مذکوردربالا واقعی هستند واگرنیک بنگریم بدون داشتن چشم<br />
داشتی ازعیسی مسیح خداوند،اورا محبت نمودند!<br />
سئوالم این است اگرشما کسی را دوست داشته باشید واین دوستی را با محک<br />
محبت ابراز نمائید آیا گزینه های زیررا رد خواهید کرد؟<br />
از معبود خود اطاعت نخواهید کرد؟ مثال سامری نیکو ،<br />
به نیت نیک برای ملاقات معبودتان نخواهید رفت؟ مثال مغان<br />
دارائی خود را بپای معبودتان نخواهید ریخت؟ مثال آن زن که مسیح را تدهین نمود.<br />
قضاوت نیک دربارۀ معبودتان نخواهید کرد؟ مثال دزد بالای صلیب<br />
درسختی معبودتان را یاری نخواهید کرد؟ مثال شمعون<br />
برای محافظت ازمعبودتان اورا بمکان امن نخواهید برد واو را نخواهید پوشانید؟ مثال یوسف ونقیودیموس<br />
واز همه مهمترآیا اشخاص فوق دم ازایمان زدند وعمل کردند ؟<br />
من وتوچه که اعتراف بایمان داریم &#8230;&#8230;&#8230;آیا فقط اطاعت ازکلام معبود خود<br />
داریم ؟ اگربلی ما بلی است به با ب ۱۲مرقس میرویم وخود را محک بزنیم !<br />
مرقس۲۹:۱۲-۳۱عیسی اورا جواب داد که اول ِهمۀ احکام اینست که بشنوای اسرائیل خداوند خدای ما خداوند واحد است. وخداوند خدای خود را بتمامی دل وتمامی جان وتمامی خاطروتمامی قوت<br />
خود محبت نما که اول ازاحکام این است. ودوم مثل اول است که همسایۀ خود راچون نفس خود محبت نما،بزرگترازاین دوحکمی نیست.<br />
ملاحظه بفرمائید بتمای دل، جان، خاطر، قوت ! دروجود بیش ازاینها دیگرچی<br />
هست وآنچه نفس ما طالبش است با درنظرگرفتن حکم اول درمحبت بهمسایه که<br />
سمبلی ازهمنوعانمان است دیگرجای بحثی باقی نیست وباید دید دراین محک و<br />
اعتراف ایمان ما جایگاه ما کجاست؟<br />
واما سخنی دیگربا آنانیکه با توجه بنیات دل خود اساس کلام خدا را که محبت است با عملکردهای خود مقایسه نموده وحقانیتی برای خود قائلند وبا توجیحا ت وتفسیروتعبیرانسانی وآوردن دلیل وبرهان درمسیرنفسیات خود صاحب حق میشوند ودراین راستا چه بسا سبب لغزش دیگران هم میگردند.باید هوشیار باشند وآگاه که ازراه وراستی جدا نشوند وبتاریکی وظلمت وارد نشوند وبا اعمال خود کلام حق را بیحرمت نشمارند .چرا که عمل درروشنائی ونورخدا بنیکی میانجامد وقدم گذاشتن درتاریکی وظلمت دخول بورطۀ هلاکت است ومرگ ابدی<br />
همین لحظه برگردیم ودرنورسا لک شویم چرا که لحظۀ دیگردیر است!<br />
جامعه۱:۱۲ پس آفرینندۀ خود رادرروزهای جوانیت بیاد آورقبل ازاینکه روزهای بلا برسد وسالها برسد که بگوئی مرا ازاینها خوشی نیست.<br />
جامعه۱۳:۱۲-۱۴پس ختم تمام اموررا بشنویم ، ازخدا بترس واوامراورا نگاه دارچونکه تمامی تکلیف انسان این است. زیرا خدا هرعملی را با هرکارمخفی خواه نیکو وخواه بد باشد بمحاکمه خواهد آورد.<br />
بسرنوشت قوم درصحرای سینا بنگرید.<br />
بسرنوشت قوم درکتاب سموئیل زمانیکه خدا را رد کردند بنگرید<br />
بسرنوشت قوم درتواریخ وپادشاهان وصحف انبیاء بنگرید<br />
درآدم وحوا ، قائن ، نمرود ، طوفان نوح و&#8230;&#8230;&#8230;تامل فرمائید !<br />
درعهد جدید سِّرملکوت خدا بچه کسانی داده شد؟<br />
مرقس۱۱:۴-۱۲بایشان گفت بشما داشتن سّرملکوت خدا عطا شده اما بآنانیکه بیرونند همه چیز بمثلها میشود. تا نگران شده بنگرند ونبینند وشنوا شده بشنوند نفهمند مبادا بازگشت نموده گناهان ایشان آمرزیده شود.<br />
آیات لوقا۲۹:۱۱-۳۰ ویوحنا۳۹:۱۳-۴۰ را مطالعه فرمائید.<br />
درخاتمه اشاره ای دارم به سه فرقه که برای بازگشت بایمان مفیدند وما را در<br />
واقعیتهای کلام بتفکر خواهد کشانید تا بامید بخدا وتوکلی عیق ازدل ووجودمان<br />
فرستهای باقی را ازدست ندهیم .<br />
آنانیکه دانسته مسیح خداوند را انکار کردند تا حتی بصلیب!<br />
آیات زیررا مطالعه فرمائید:<br />
متی۲۷:۱۲-۲۸ و۳۸-۴۰<br />
متی۲۳:۲۱ و۱۵:۲۲ و۳۲:۲۲-۴۰ و۴۱:۲۲-۴۵<br />
یوحنا۴۳:۸<br />
متی۲۳ و۱:۲۶-۵ و۱:۲۷-۲ و۴۱:۲۷<br />
افرادیکه ندانسته مسیح خداوند را رد کردند<br />
متی۲۰:۲۷ و۲۷:۲۷ و۳۹:۲۷<br />
افرادیکه مسیح خداوند را شناختند وبرگشتند<br />
یوحنا۷ ومتی۲۴و۲۶ یوحنا۱۰<br />
فیض وبرکات خداوند با شما باد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/ge000044-07/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>UK000069-06</title>
		<link>http://222bc.org/uk000069-06/</link>
		<comments>http://222bc.org/uk000069-06/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Mar 2009 14:18:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=498</guid>
		<description><![CDATA[Man mastam az eshghe Tu Az rahe Tu, az hastiye Tu Man mastam az fekre Tu Az booye Tu, az<a href="http://222bc.org/uk000069-06/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>Man mastam az eshghe Tu<br />
Az rahe Tu, az hastiye Tu<br />
Man mastam az fekre Tu<br />
Az booye Tu, az jane Tu</p>
<p>Ey jane man, ey hastiye man<br />
Ey Isa jane man<br />
Tu barani az eshghi<br />
Bar sare khoftegan<br />
Tu shabname Khodaee<br />
Bar ghonchehaye mandeh bar khak</p>
<p>Tu paktarini<br />
Tu paktarin ma&#8217;niye haghighati<br />
Tu vagheheetarin raz-e zendegee<br />
Tu javedanehtarin booye eshghi<br />
Tu bolandtarin parvaze roshanaee<br />
Tu zibatarin shakhehye mohebbati<br />
Tu ajibtarin ma&#8217;niye Khodaee</p>
<p><span id="more-498"></span>+++++++++++++</p>
<p>Khodavandam<br />
Man bar rooye balhaye fereshtegan<br />
Ooj gereftam be sooyat chon moshtaghan<br />
Zire payat oftadam chon morghaki larzan<br />
Khasteh az gozare zaman</p>
<p>Khodavandam<br />
Tu hamchon yek Pedar saram ra nahadi bar sinehat<br />
Va man mesle yek koodak-e tanha va sargardan<br />
Raha kardam khod ra geryan<br />
Bar rooye sinehat</p>
<p>Khodavandam,<br />
Parvaze delam ra didam dar haram-e kooye Tu<br />
Shokooh o jalal-e abadiyat ra didam dar harime khanehye Tu</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/uk000069-06/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>GE000044-08</title>
		<link>http://222bc.org/ge000044-08/</link>
		<comments>http://222bc.org/ge000044-08/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Mar 2009 14:17:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=496</guid>
		<description><![CDATA[عادت واعتیاد زمانیکه درمقولۀ اعتیاد وعادات بشری نظری داشته باشیم ، مهمترین مسئله توجه ما را بمصارف نا معقول مواد<a href="http://222bc.org/ge000044-08/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>عادت واعتیاد</p>
<p>زمانیکه درمقولۀ اعتیاد وعادات بشری نظری داشته باشیم ، مهمترین مسئله توجه ما را بمصارف نا معقول مواد یا امکانات دوروبمان ویا آنچه میتواند دراختیارما قرارگیرد معطوف میدارد .</p>
<p>که این مصارف نا معقول باعث زیانهای اسفباربخودما ن واز همه مهمترباطرافیا ن وجامعه واثرات نامطلوب اخلاقی نسل روبرشد خواهد را داشت .</p>
<p>این مصارف میتواند درمواد خوراکی ، دارو، شعف آوروحتی درتفریحات وورزش نیزواقعیت های عینی فوق را دربرداشته باشد .<span id="more-496"></span></p>
<p>اما موضوع مقالۀ ما اعتیاد وعاداتی است که انسان راازراه حیات ابدی و رسیدن بملکوت خدا جدا ساخته وسبب مرگ ابدی انسان میگردد . درراه مبارزه با این اعتیاد متاسفانه جدی برخورد نشده وحتی درموعظه ها هم فقط ازبکنید ونکنید ها استفاده شده وپیگیری لازم درجهت رهائی عزیزان گرفتار دردام نا مرئی ابلیس بعمل نیامده ویا ناقص عمل شده ، لازم بتوضیح است که خدای نکرده قصد زبان درازی وخرده گیری درساحت مقدس واعظین بزرگواررا ندارم ، آموخته های من از ایشان است وخدا برکتشان بدهد .</p>
<p>لذا طبق تعرفه های بشری درتشخیص امراض جسمی یا روحی:</p>
<p>تشخیص مهمترین مرحله است.</p>
<p>درمان با تجویزنسخۀ معا لجه کننده .</p>
<p>پیگیری درمان با تستهای لازم .</p>
<p>حمایت ومواظبت ازبیما ربعد ازبهبودی با برنامه ریزی درست وسد نمودن راههای بازگشت که این مراحل مستلزم همکاری مریض ودکتر واطرافیا ن است ، واین موضوع شامل حال گرفتاران دام ابلیس نیزمیگردد که دررهائی کلیسا سهم عظیمی را بعهده دارد . بهرحال من واعظین گرانقدررا با دید آیۀ رسالۀ دوم تیموتاوُس ۱:۴-۲مینگرم :</p>
<p>ترا درحضورخدا ومسیح عیسی که برزندگان ومردگان داوری خواهد کرد قسم میدهم وبظهور وملکوت او . که بکلام موعظه کنی ودرفرصت وغیر</p>
<p>فرصت مواظب با شی وتنبیه وتوبیخ ونصیحت نمائی با کمال تحمل وتعلیم .</p>
<p>اعتیاد بمواد طبیعی جا نرا ازبین میبرد واماَ اعتیاد بغیراحکام الهی یعنی گرفتاری دردام ابلیس حیات ابدی انسانرا !</p>
<p>متی ۱۰:۱۵-۱۱سپس آنجماعت رانزد خود فرا خواند وگفت :گوش فرا دهید</p>
<p>وبفهمید. نه آنچه بدهان آدمی داخل میشود اورا نجس میسازد ، بلکه آنچه ازدهان او بیرون میآید که آدمی را نجس میسازد .</p>
<p>درکلام خدا خواندیم که کاتبان وفریسیان اورشلیم تقلید ازمشایخ را ملاک عادات دینی خود قرارداده بودند وتذکرمسیح که افشا کنندۀ حقایق الهی بود آنها را آشفته نمود لطفا بقیۀ آیات را توجه فرمائید :</p>
<p>۱۲:۱۵آنگاه شاگردانش نزدش آمده گفتند &#8221; آیا میدانی که این سخن تو</p>
<p>فریسیان را نا پسند آمد&#8221;</p>
<p>۱۳:۱۵-۱۴عیسی پاسخ داد ، هرنهالی که پدرآسمانی من نکاشته باشد ، ریشه کن خواهد شد  . آنها را بحال خود واگذارید ، آنها راهنمایانی کورند ، هرگاه کوری عصا کش کوردیگرشود هردودرچاه خواهند افتاد .</p>
<p>مسیح خداوند درراه عمل شاگردان چه کرد ؟</p>
<p>دفاع مسیح خداوند ازچه بود ؟</p>
<p>مگرنه ازاحکام الهی ودفاع ازسرسپردگی شا گردانش با ین احکام الهی !</p>
<p>دفاع مسیح ازما هم بود که باورش کرده ایم وایمانمان دراجرای احکام الهی است . حا ل سئوالم اینست که درمقابل فداکاری مسیح خداوند که درانتها برای نجات ما جانش را فدا کرد ما درچه جایگاهی قرارداریم ؟</p>
<p>متی۲۴:۱۶-۲۵سپس روبشا گردان کرد وفرمود ، اگرکسی بخواهد مرا پیروی کند باید خود را انکارکرده ، صلیب خویش را برگیرد وازپی من بیاید  زیرا هرکه بخواهد جان خود را نجات دهد ، آن را ازدست خواهد داد ، اما هرکه بخاطرمن جان خود را ازدست بدهد آنرا بازخواهد یافت .</p>
<p>این آیات مقدمه ای براین مقاله است که باکلام خدا شروع کنیم ودرکلام بانتها برسیم . توکل برخدا</p>
<p>ابتدای سخن ازبیماران بمواد طبیعی ویا آنچه دراین دنیا وجود دارد گفته شد که متاسفانه با لغت اعتیاد همراه تنفرازاین بیماران بحث میشود وجامعه وحتی نزدیکترین کسانشان نیزبا تنفررهایشان کرده اند ، اما معدود انسانها هم هستند ترزا واردرپی نجات این بیماران هستند ، ومن کلمۀ اعتیاد ومعتاد را فراموش کرده ودراین مقاله ازکلمات بیماریا مریض استفاده خواهم کرد تاشاید اندکی ازبا رگناهان گذشته ام را دراستعما ل لغت معتاد همراه تنفررا بکاهم .خدایا یاریم کن که خادم تودریاری ونجات این عزیزان باشم. آمین</p>
<p>ازشما سئوال میکنم که آیا :</p>
<p>مریض واین مریضان مصرف کنندۀ مواد مخدرگناهکارند؟</p>
<p>نیازبه ترحم دارند یا محبت ؟</p>
<p>ویا ازجامعه ترد شده ودرزباله دانیها بانتظارمرگ باشند ؟</p>
<p>آنها همنوعان ما نیستند ، مسبب بیماری آنها کیست ؟</p>
<p>درراستای نجات آنها چه کرده ایم ؟</p>
<p>بدنبال علت ها ومعلول ها رفته ایم ؟</p>
<p>یا فقط با دعا ها وراهنمائی های خود که عملاً هیچ قدمی دررفع معضل برنداشته ایم خود را گول زده ایم ؟</p>
<p>آیا ثمره ای از نجاتمان راکه محبت است واسا س عمل ماست نشان داده ایم</p>
<p>راه خداوند را یا راه انسا ن را رفته ایم ؟</p>
<p>لوقا۱:۱۵واما خراجگیران وگناهکاران جملگی نزد عیسی گرد آمده تا سخنانش را بشنوند . اما فریسیان وعلماء دین همهمه کنان میگفتند &#8221; این مرد گناهکاران را میپذیرد وبا آنان همسفره میشود .</p>
<p>ازهمهمۀ مردم نترسید با بیماران همسفره شوید !</p>
<p>یوحنا۱۰:۹-۱۱پس ازاوپرسیدند &#8221; چگونه چشمانت باز شد ؟&#8221; . پاسخ داد &#8221;</p>
<p>مردی عیسی نام گلِی ساخت وبرچشمانم مالید وگفت : به حوض سیلوحا برو وشستشوکن ، پس رفته شستشوکردم وبینا گشتم &#8221; .</p>
<p>باین بیماران راه نجات را بیاموزیم وهمراهشان باشیم تا انتها !</p>
<p>پس رفته شستشوکردم وبینا گشتم ! مسیح خداوند تا با نتها همراه آن مرد بود وهمراه ماست وازما اطاعت وپیروی میخواهد .</p>
<p>عیسی مسیح فرمود : بیماران نیازبه پزشک دارند.</p>
<p>آیا افرادیکه موادی ازراه دهان ویا تزریق وارد بد ن آنها میشود واگر این مواد بآنها نرسد بامرگ مواجه اند آیا بیمارنیستند ؟ مواد غذائی ، الکل ، مخدر&#8230;&#8230; !</p>
<p>آیا این افراد گناهکارند؟ ویا مریض اند ؟</p>
<p>وقتی این بیمارغرورانسانی خود را زیرپاهای شما کذاشته فریاد میزند رحم کنید ! ازاو میگذرید ؟ ویا مانند سامری نیکو رحمت میکنید نه ترحم !</p>
<p>توجه بفرمائید رحمت سامری ازمحبت بود ! نه ترحم !</p>
<p>لوقا۳۸:۱۸او(کور)فریاد برکشید &#8221; ای عیسی پسرداود برمن ترحم کن &#8221; !</p>
<p>عیسی اورا پذیرفت ومحبت کرد !</p>
<p>یوحنا۹:۴زن به اوگفت ، چگونه توکه یهودی هستی ازمن که زنی سامری ام</p>
<p>آب میخواهی ؟ زیرا یهودیان با سامریان مراوده نمی کنند ؟</p>
<p>عیسی خود بملاقات زن سامری رفت ودرانتها اورا محبت نمود !</p>
<p>آیا تا بحال بملاقات بیماران فوق رفته ایم ؟ واگررفته ایم ابرازمحبت ما چه بوده وعملا چه کرده ایم ؟</p>
<p>یوحنا۱:۹-۳درراه که میرفت ، کوری مادرزاد رادید . شاگردانش ازاو&#8212;-</p>
<p>پرسیدند . استاد گناه ازکیست که این مرد کوربدنیا آمده است ؟ ازخودش یا</p>
<p>والدینش ؟ عیسی پاسخ داد ، نه ازخودش ونه ازوالدینش ، بلکه چنین شد تا کارهای خدا دراونمایان شود .</p>
<p>حال سئوال من اینست مسئولیت بیماری این افراد با کیست ، اگرتمام تقصیر</p>
<p>را بگردن خود بیماربیاندازیم که بی انصافی است واگردراحوالات این افراد</p>
<p>نیک بنگریم وبدرد دلشان گوش بدهیم واقعیاتی دیگرافشاء میگردند چه بسا</p>
<p>انگشت اتهام بسوی خودمان که عضوی ازجامعه هستیم اشاره ای داشته باشد که قضاوت رابعهدۀ خودتان میگذارم . ودراجرای آیۀ فوق سئوالم اینست که</p>
<p>آیا درنجات این بیماران اجازه داده ایم کارهای خداوند درما نمایان شود ؟</p>
<p>وما وسیله ای دردستهای خداوند برای نجات این افراد باشیم ؟</p>
<p>آیا فریادِ اورا میشنوید ؟</p>
<p>فریاد اودرنیازبمواد برای زنده ماندن وچرا ؟</p>
<p>فریاد برای درد نکشیدن تا کی ؟</p>
<p>آیا صدای درگلوخفه شده اش میشنوید ویا بمثال یک لجن ، تفا لۀ متعفن از</p>
<p>کنارش میگذرید وبا نیم نگاهی متاُثر!؟</p>
<p>ویا با اندکی پول ، لگد ویا حرفهای نا مربوط دیگراورا ازخود میرانید ؟</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;کوربدنیا آمد تا کارهای خدا را ببیند !</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;مریض بدنیا نیامد ، بلکه مریض سرراه من وتوقرارگرفت تا ما</p>
<p>با اعمال خود درایمان بخداوند ، اورا محبت کنیم ونجا ت یابد برای جلال</p>
<p>نام خداوند .</p>
<p>دل ریشم ازکسانیکه خود مبتلا باین مرض بوده اند وبا صدای رسا اعلام</p>
<p>نجات نموده وسخن ازجلال خداوند زده اند ، اما خود دربرخورد با این جامعه نتنها عملی انحام نمیدهند بلکه با اعلام اینکه من همیشه دردعا هستم</p>
<p>ضربۀ هولناکی برپیکرۀ کلیسا میزنند . &#8221; درراه نجات یکی ازاین مریضان</p>
<p>افرادی را سراغ دارم که حتی حیا ت خود را ضامن قرارداده اند اما دریغ</p>
<p>از&#8230;&#8230;&#8230;..</p>
<p>ازگناهانیکه پشت سراین بیماران کمین کرده اند خود اطلاع دارید ونیازی</p>
<p>بذکرآنها نیست ، فقط آیه ای ازیونس نبی میآورم :</p>
<p>یونس۲:۱برخیزوبنینوا شهربزرگ برو وبرآن ندا کن زیرا که شرارت</p>
<p>ایشان بحضورمن برآمده است .</p>
<p>امروزکلام زندۀ خداوند این پیغام را برای ما دارد ، که درمحبت اوسالک</p>
<p>شویم وبپا خیزیم برای نجات همنوعانمان .</p>
<p>سفرپیدایش۱:۵-۲&#8230;&#8230;&#8230;درروزیکه خدا آدم را آفرید. به شبیه خدا اورا ساخت. نروماده ایشانرا آفرید وایشانرا برکت داد وایشانرا آدم نام نهاد در</p>
<p>روزآفرینش ایشان .</p>
<p>مثل کاهنان ، فریسیان ، صدوقیان ویهودیان نباشیم که ازکنارمرد علیل</p>
<p>سالها گذشند اورا درحوض بیت حسدا نیانداختند !</p>
<p>بیائید بداد این افراد کنارحوض بیت حسدا برسیم وازنجات خود آنها را</p>
<p>بهره دهیم ومسیح وارمانند ارباب خود عمل کرده نه تنها از مرض نجات</p>
<p>دهیم بلکه ازگناهانشان درایمان بمسیح راه رستگاری را نشانشان دهیم .</p>
<p>یوحنا باب ۵ را مطالعه فرمائید .</p>
<p>ودرادامه بموضوع اصلی اعتیاد وعادات که درنتیجۀ سرپیچی ویا بیتوجهی</p>
<p>بکلام خداوند دامنگیر ما شده ومتاسفانه با تجربیات بیش ازیک دهه ام در</p>
<p>ایمانداری توجه دقیق دررفع آنها بعمل نیامده وعادات کم کم بیک معضل</p>
<p>اعتیاد مبدل شده اند ، تعجب نفرمائید که دراول مقاله از بیماری سخن گفتم</p>
<p>حال چه شد که اعتیاد را علم نمودم اگرحوصله فرمائید خود جواب را خواهید یافت .</p>
<p>متی۱۳:۵-۱۶ شما نمک جهانید ، لیکن اگرنمک فاسد گردد بکدامین چیز بازنمکین شود . دیگرمصرفی ندارد جزآنکه بیرون افکنده پایمال مردم شود.</p>
<p>شما نورعالمید ، شهری که برکوهی بنا شود نتوان پنهان کرد . وچراغی را نمی افروزند تا آنرا زیرپیمانه نهند بلکه تا برچراغدان گذارند آنگاه بهمه کسان درخانه باشند روشنائی می بخشد . وهمچنین بگذارید نورشما برمردم</p>
<p>بتابد تا اعمال نیکوی شما را دیده پدر شما را که درآسمان است تمجید نمایند</p>
<p>آیات بالا محک الهی برای عمل بایمان ماست :</p>
<p>آیا نمک بودن خودرا حفظ نموده ایم ؟</p>
<p>درمتی ۵ که بموعظۀ سرکوه معروف است ، عیسی مسیح درتعلیمات خود</p>
<p>ازخوشا بحال ها شروع وبراتمام نه ابطال توراة وصحف انبیاء تاکید فرمودند واگرتوراة وصحف انبیاء را خوانده باشید باهمیت تعلیم سرکوه وبخصوص عمق ۴ آیۀ فوق پی میبردید که اجرای شریعت واحکام الهی</p>
<p>درچیست ، بهرحا ل درعهد عتیق سفرخروج بخصوص باب ۲۰وسفرتثنیه</p>
<p>بخصوص باب ۶را توصیه میکنم که بخوانید .</p>
<p>وبعد با عباراتی : لیکن بشما میگویم ، ادامه میدهند &#8230;&#8230;.</p>
<p>متی۲۲:۵لیکن من بشما میگویم هرکه ببرادرخود بی سبب خشم گیرد مستوجب حکم باشد وهرکه برادرخود را راقا گوید مستوجب قصا ص باشد وهرکه احمق گوید مستوجب آتش جهنم بود .</p>
<p>اعتراف میکنم قبل از ترک این عادت که معتادم کرده بود لحظه لحظۀ عمرم پرازخشم ، لعنت وتوهین بهمنوعا نم بود ! شما چه ؟</p>
<p>متی۱۸:۱۵-۱۹لیکن آنچه ازدهان برآید ازدل صادرمیگردد واین چیزهاست که انسانرا نجس میسازد .زیرا که ازدل برمیآید خیالات بد ، قتلها ، زناها ، فسقها ، دزدیها ، شهادات دروغ وکفرها .</p>
<p>من وتو بکدام یک ازاین نجاسات معتادیم ؟</p>
<p>حق بدهیم که گروه اول که بحث شد ونیازمند ند برای تسکین دردهایشان ازموادی استفاده بکنند بیمارند ! واما دستۀ دوم که پیرونیات پلید دل خویشند معتاد !</p>
<p>ادامۀ مقا له : متی۲۸:۵لیکن من بشما میگویم هرکس بزنی نظرشهوت اندارد هماندم دردل خود با اوزنا کرده است .</p>
<p>متی۳۴:۵-۳۷لیکن من بشما میگویم هرگزقسم مخورید نه بآسمان زیرا که</p>
<p>عرش خداست ، ونه بزمین که پای اندازاوست ونه اورشلیم زیرا که شهر</p>
<p>پادشاه عظیم است . ونه بسرخودقسم یاد کنید زیرا که موئی را سفید یا سیاه نمیتوانی کرد . بلکه سخن شما بلی بلی ونی نی باشد که زیاده براین ازشریر</p>
<p>است .</p>
<p>آیا معتاد بدروغگوئی نیستیم ؟ درروزچندین باربلی ها را نی ونی ها را بلی</p>
<p>کرده ایم ؟ اعتراف میکنم که درترک این اعتیاد کاملاَ موفق نشد ه ام ! شما</p>
<p>چی همیشه راست گوئید ؟ خوشا بحال راستگویان&#8230;&#8230;</p>
<p>متی۳۹:۵لیکن من بشما میگویم با شریرمقاومت مکنید بلکه هرکه برخسارۀ راست توطپانچه زند دیگری را نیزبسوی اوبگردان .</p>
<p>آیا بقاضی رفته اید وادعای حق شما برچه اساسی بوده ؟ آیا خود را حق ندانسته ای پس چرا بقاضی رفته ای ؟ اعتراف میکنم که درگذشته در محضرقاضی خود را حق دانسته ام وخدا را شکر که آموختم که ازاین جهان نصیبم همین پوشش وخوراک روزانه است وهمین فردا نصیب چه کسی خواهد شد آن دردستهای خداوند است ومن نا آگاه بامورالهی واگرامروزه کسی برمن ادعائی داشته باشد ازدیدگاه آن شخص که خودرا حق میداند به موضوع نگریسته وسعی میکنم با حکمت کلام حق قضیه را روشن واگردر</p>
<p>این حق خواهی طرف مقابل پذیرفت که مسئله تمام است وگرنه منتظر داوری خداوند خواهم بود چرا که اوست ناظربرهمه چیزواوست که درتاریکی ها هم میبیند ودیگران هرچه بگویند وهرحکمی بدهند باطل است</p>
<p>متی۱:۷-۲حکم مکنید تا برشما حکم نشود . زیرا بدان طریقیکه حکم کنید بر</p>
<p>شما حکم خواهد شد وبدان پیمانه که بپیمائید برای شما خواهند پیمود .</p>
<p>متی۴۲:۵هرکس ازتوسئوال کند بدوببخش وازکسیکه ازتوقرض خواهد روی خود مگردان .</p>
<p>بیاد دارم ازبرادری تقا ضا کردم براسا س درخواست مادری داغ دیده که برای پسرش دعا کند وبا رها این تقاضا را تکرارکردم اما دریغ ازدعای</p>
<p>آن برادرکه خود را خادم ومرد خدا شناسانیده ، شاید اکنون این مقاله را بخواند وبخود بیاید . وهنوزهم آن مادراعتماد بدعای آن خادم دارد ومن اگر روزی ازمن سئوال کند بصراحت خواهم گفت نکرد وآن خواهرخود د ر</p>
<p>رهبری کلیسا خدمت میکند واکنون برای نجا ت فرزندش درغربت ودوراز</p>
<p>خانواده اش بسرمیبرد .</p>
<p>سئوال آن خادمۀ خداوند فقط دعا بود وبا تمام نداریش که امروزرا داشت وفردایش دردستهای خداوند بود ، ندیدم ازکسی تقا ضای سنتی ازنظرمالی داشته باشد با اینکه نیازمند همان یک سنت هم بود . دیدن وضعیت اوبود که مرا برآن داشت این مقاله را بنویسم ! با دلی اشکبار میگویم خدایا یار ویاورش باش چون اوبامید توحرکت کرد وتاکنون بامید رحمت تو زنده است</p>
<p>خدایا این زنان ومردان خادم حقیقی خود را برکت بده ودرجلال نام مبارکت</p>
<p>الگوی زندگی ما قراربده . آمین وآمین</p>
<p>متی۴۴:۵اما من بشما میگویم که دشمنان خود را محبت نمائید وبرای لعن کنندگان خود برکت بطلبید وبآنانیکه ازشما نفرت کنند احسان کنید وبهرکه بشما فحش دهد وجفا رساند دعای خیرکنید .</p>
<p>این آیه عجیب با دل من کار کرد واگرراستش را بخواهید سّراین آیه در    شخصیت مسیح خداوند نهفته است ودراین آیه فقط چهرۀ آقا ومولای خودم</p>
<p>را میبنم وتلاشم براین است درغلامی شبیه آقای خود گردم .</p>
<p>متی۴۵:۵تا پدرخودرا که درآسمان است پسران شوید ، زیرا آفتاب خود را</p>
<p>بربدان ونیکان طالع میسازد وباران برعادلان وظالمان میباراند .</p>
<p>نکاتی چند درحد تحمل آوردم تا خود را درعادات واعتیاد هایمان محک زده</p>
<p>ودرمحضرداوری خداوند روسفید باشیم وازیاران دست راست خداوند ونه :</p>
<p>متی۷:۱۵-۹ ای ریاکاران اشعیاء دربارۀ شما نیکو نبوت نموده است که گفت</p>
<p>این قوم بزبانهای خود بمن تقرب میجویند وبلبهای خویش مرا تمجید مینمایند لیکن دلشان ازمن دوراست . پس عبادت مرا عبث میکنند زیرا که احکام مردم را بمنزلۀ فرایض تعلیم میدهند .</p>
<p>لطفاَ برای بررسی آیات بالا ومحک خود دراجرای احکام الهی آیات زیررا ازعهد عتیق مطالعه فرمائید .سفرخروج ۳:۲۰ و۷ و۱۲-۱۷</p>
<p>بازهم برمیگردم به متی۱۱:۱۵نه آنچه بدهان فرومیرود انسانرا نجس میسازد بلکه آنچه ازدهان بیرون میآید انسانرا نجس میسازد .</p>
<p>بیائید ازعادات بد خود قبل ازاینکه معتادمان کنند برگردیم واگرهم معتاد به</p>
<p>افکار،گفتارونیات بد واعمال زشت ونا روا هستیم خود را با حکمت کلام و</p>
<p>یاری زنان ومردان خدا نجات دهیم . یک راه پیشنهاد میکنم ازهمین لحظه</p>
<p>مواظب باشیم که از جادۀ کلام خارج نشویم ومانند طفلی تازه مولود از کلام وزنان ومردان خدا اطاعت کنیم .</p>
<p>متی۳:۱۸-۴وگفت هرآینه بشما میگویم تا بازگشت نکنید ومثل طفل کوچک</p>
<p>نشوید هرگزداخل ملکوت آسمان نخواهید شد . پس هرکه مثل این بچه کوچک خود را فروتن سازد همان درملکوت آسمان بزرگتراست .</p>
<p>وقت وزمان هرچیزی دردستهای خداوند است وقبل ازاتمام آن عمل کنیم .</p>
<p>جامعه۱۲:۹وچونکه انسان نیزوقت خود را نمیداند پس مثل ماهیانیکه در</p>
<p>تورسخت گرفتار وگنجشکانیکه دردام گرفته میشوند همچنان بنی آدم به</p>
<p>وقت نا مساعد هرگاه آن ناگهان برایشان بیفتد گرفتارمیگردد .</p>
<p>قبل ازاتمام وقت عمل نمائیم وبا حکمت کلام مجهزشده ومواظب باشیم که</p>
<p>خطای ما نیکوئیها را ازبین نبرد.</p>
<p>چامه۱۸:۹حکمت ازاسلحۀ جنگ بهتراست ، اما یک خطاکارنیکوئی بسیار</p>
<p>را فاسد تواند نمود .</p>
<p>چه زیبا فرمود آن مرد حکیم که ازتمام دنیا فقط ازخداوند طلب حکمت نمود</p>
<p>امثال۲:۲۹چون عادلان افزوده گردند قوم شادی میکند . اما چون شریران</p>
<p>تسلط یابند مردم ناله مینمایند .</p>
<p>توصیه میکنم کل امثال ۲۹ را بخوانید !</p>
<p>پس بیائید با توکل بخدا کاربازسازی خود را شروع نمائیم .</p>
<p>امثال۲۵:۲۹ اما هرکه بخداوند توکل نماید سرافرازخواهد شد .</p>
<p>درواژۀ توکل سّرِ آیۀ ۲۴ ازباب ۱۶ انجیل متی نهفته است :</p>
<p>&#8230;&#8230;&#8230;اگرکسی بخواهد مرا پیروی کند باید خود را انکار کرده صلیب</p>
<p>خویش را برگیرد وازپی من بیاید .</p>
<p>فیض وبرکات خداوند با شما عزیزان باد    آمین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/ge000044-08/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>UK000069-05</title>
		<link>http://222bc.org/uk000069-05/</link>
		<comments>http://222bc.org/uk000069-05/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Feb 2009 14:15:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=492</guid>
		<description><![CDATA[Sedayash chon avaye del-angize bolbolan bood Cheshmanash daryaeei az mohebbat bood Kalamash nam-nam e baran bood, ama ba ghodrat Vaghti<a href="http://222bc.org/uk000069-05/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>Sedayash chon avaye del-angize bolbolan bood</p>
<p>Cheshmanash daryaeei az mohebbat bood</p>
<p>Kalamash nam-nam e baran bood, ama ba ghodrat</p>
<p>Vaghti ke ghalbash ra be rooyam baz kard bavaram nemishod ke por az noor-e eshgh va mohebbat bashad, tamamiye eshghe donya dar yek nafar jam shodeh bood</p>
<p>Garmaye dastanash shoore zendegi bood<br />
Be-donbale eshghi zamini boodam; ama zamanike cheshmanam ra az tariki baz kardam va be Ou negah kardam, eshghi ma&#8217;varaye eshgh-haye aalam didam</p>
<p>Eshghi payan-nayaftani va tazalzol-napazir</p>
<p>Eshghi ke faryad, geryeh va matam nist, shademani ast o raghs o avaz</p>
<p>Eshghi ke por az rooh ast o zendegi<br />
Vaghti Ou ra didam motevajeh shodam ke faghat mal-e Ou hastam va Ou az an-e man ast</p>
<p>Ou daroon-e man ast va man bedoon-e Ou hich hastam<br />
Ou man ra az sargardani nejat dad, az bi-rahe be rah keshand, az khamooshi be roshani va az tariki be noor avard<br />
Ou tanha Sakhreye Abadiye man va tanha Nejat-e man ast</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/uk000069-05/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>UK000069-04</title>
		<link>http://222bc.org/uk000069-04/</link>
		<comments>http://222bc.org/uk000069-04/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 02 Feb 2009 14:14:11 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=490</guid>
		<description><![CDATA[ISA AMAD Isa amad Ou ba noor amad. Isa amad Ou ba eshgh amad. Eshgh amad Labriz az mohebbat Por<a href="http://222bc.org/uk000069-04/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ISA AMAD</p>
<p>Isa amad<br />
Ou ba noor amad.<br />
Isa amad<br />
Ou ba eshgh amad.<br />
Eshgh amad<br />
Labriz az mohebbat<br />
Por az lotf o safa amad.<br />
Eshgh amad<br />
Ba dastani por az azadi<br />
Por az rooh amad.<span id="more-490"></span></p>
<p>Eshgh amad<br />
Por az setarehaye donbaleh-dar<br />
Por az noor amad.<br />
Isa amad<br />
Jan-e man dar fadaye ghadamat<br />
Eshgh-e man farsh-e zir-e payat.</p>
<p>Man dar rah-e Tu zadeh shodam,<br />
Man dar Tu be eshgh residam,<br />
Man dar Tu be asheghaneh-tarin noorha residam,<br />
Man dar Tu be javehdaneh-tarin hastiha residam.</p>
<p>Eshghe Tu<br />
Man ra be raze javedanegi<br />
be omgh-e hasti resand.<br />
Eshghe Tu<br />
Man ra be dobb-e akbar va dobb-e asghar,<br />
Be marze bi-nahayate zendegi,<br />
Be hayate javedan resand.</p>
<p>Man ba Tu bar Salib raftam,<br />
Man ba Tu dar ghar-e tariki dafn shodam,<br />
Man ba Tu ghiyam kardam,<br />
Man dar Tu dobareh zendeh shodam.</p>
<p>Ghiyam-e Tu<br />
Lahzeye aghaz-e javedanegi ast,<br />
Ghiyam-e Tu<br />
Lahzeye aghaz-e eshgh ast,<br />
Ghiyam-e Tu<br />
Lahzeye aghaz-e be bi-nahayat residan<br />
Ta be omgh residan ast,<br />
Ghiyam-e Tu<br />
Lahzeye aghaz-e parvaz be bolandaye aseman<br />
Ta residan be setaregan-e shab ast,<br />
Ghiyam-e Tu<br />
Lahzeye javedanegiye eshgh ast<br />
Bar del-e mardoman-e koor-del,<br />
Ghiyam-e Tu<br />
Mohri ast paydar ta bidariye shab<br />
Ta shokoofehaye rooz,<br />
Ghiyam-e Tu<br />
Rahaei az zanjirhaye khodkhahi ast<br />
Rahaei az bandhaye chand-rangi ast,<br />
Ghiyam-e Tu<br />
Shafaye rooh ast az zakhmhaye dirin<br />
Shafaye jesm ast az dardhaye dirooz,<br />
Ghiyam-e Tu<br />
Gozashteh ra be ab raha kardan<br />
Dast dar dast-e hal ghadam zadan ast.</p>
<p>Isaye man<br />
Ey Monji o ey Shah-e man<br />
Namat por jalal bad</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/uk000069-04/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>IA000209-02</title>
		<link>http://222bc.org/ia000209-02/</link>
		<comments>http://222bc.org/ia000209-02/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 15 Jan 2009 14:12:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=488</guid>
		<description><![CDATA[ویلون‌نوازی در مترو در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به<a href="http://222bc.org/ia000209-02/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ویلون‌نوازی در مترو</p>
<p>در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.<br />
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.<span id="more-488"></span></p>
<p>سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد&#8230;</p>
<p>یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.</p>
<p>چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،</p>
<p>کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.</p>
<p>در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.</p>
<p>هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.</p>
<p>جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.</p>
<p>این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.</p>
<p>نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟</p>
<p>یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،<br />
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟</p>
<p>بنقل وترجمه از<br />
Effective club</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/ia000209-02/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>IA000388-05</title>
		<link>http://222bc.org/ia000388-05/</link>
		<comments>http://222bc.org/ia000388-05/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 09 Jan 2009 14:09:31 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=485</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدای قادر مطلق خاطره یک نویسنده قبل از ایمانم به عیسی مسیح با خدای خودم خلوت کرده بودم<a href="http://222bc.org/ia000388-05/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدای قادر مطلق</p>
<p>خاطره یک نویسنده</p>
<p>قبل از ایمانم به عیسی مسیح با خدای خودم خلوت کرده بودم و می گفتم خدایا من یک گناهکار قهار و حرفه ای هستم ولی برای اینکه مرا ببخشی و از بار گناهان خیلی خیلی زیادم آزادم کنی قصد دارم تفسیری صد و چهارده جلدی(هر سوره یک جلد) بر قران بنویسم ؛مقدمات کار را به عنوان یک نویسنده فراهم کردم از قبیل منابع ومأخذ متعدد و غیره مثلا یکی از این منابع ۱۱۰ جلد بود و دیگری ۲۰ جلد و هزینه ها و &#8230;به هر حال زمانی را که می بایست صرف نوشتن این تفسیر می کردم حدود بیست سال به طول می انجامید به زحمتش می ارزید آخه قرار بود کمی(دقت کنید کمی!)از گناهانم بخشیده شود.بعد این همه نقشه و برنامه ریزی مفصل از طرف من که مو لا درزش نمی رفت گفتم خدا این نقشه من است .<span id="more-485"></span>تو چه می گویی؟ راستش آن شب چیزی به من نگفت نمی دانستم نقشه ای عالی تری برایم داشت.من هم کار را شروع کردم و تا اینکه یک شب رؤیایی با یک رؤیای صادقه علیرضا (مراجعه به داستان زندگی ام در سایت FARSICRC.COM مراجعه کنید)متحول می شود و به قول عرفا ره صد ساله را با ایمانش به عیسی مسیح و دو خط چِپ و چَم راست (خلاف هم) یعنی صلیب در یک شب طی می کند+</p>
<p>حالا که این خاطره یادم می آید از یک طرف از خنده روده بر می شوم چرا که من نویسنده می بایست میلیاردها حرف کنار هم می گذاشتم و چقدر وقت و انرژی هدر می دادم وغیره تا شاید گناهام بخشیده شود ولی خداآمد و با دو تا خط(صلیب) آنهم در عرض یک ثانیه مرا بی گناه اعلام کرد وای خدا تو چقدر خوبی!!!+</p>
<p>از سویی دیگر آیه ای را در کتاب مقدس به یاد می آورم که در باب ۵۵ آیه ۸ اشعیاست که می فرماید:فکرهای من فکرهای شما نیست،و راههای من راههای شما نیست.+</p>
<p>آری دوستان راه رسیدن به خدا آنقدرها هم سخت نیست فقط از ته دل بگو:+</p>
<p>ای عیسی مسیح وارد زندگی من بشو – اختیار زندگی من را در دست های خودت بگیر . گناهان مرا ببخش و من را نجات بده – من از گناهان خود توبه می کنم و برای بخشش و نجات خود از گناهانم به تو اطمینان می کنم و هم اکنون هدیه مجانی حیات جاودان در بهشت را از تو می پذیرم .آمین(به همین سادگی)</p>
<p>اگر این دعا از دل شما برآمد ملاحظه کنید عیسی مسیح به آنانی که به او ایمان دارند چه می فرماید :</p>
<p>&#8220;یقین بدانید کسی که به من ایمان آورَد حیات جاودان دارد .    یوحنا ۴۷:۶</p>
<p>شکرت از صلیب&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/ia000388-05/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>IA000186-01</title>
		<link>http://222bc.org/ia000186-01/</link>
		<comments>http://222bc.org/ia000186-01/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 2009 14:07:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=482</guid>
		<description><![CDATA[بهشت و جهنم روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: &#8216;خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه<a href="http://222bc.org/ia000186-01/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>بهشت و جهنم</strong></p>
<p>روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: &#8216;خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ &#8216;، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.<span id="more-482"></span><br />
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: &#8216;تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است&#8217;، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: &#8216;خداوندا نمی فهمم؟!&#8217;، خداوند پاسخ داد: &#8216;ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!&#8217;</p>
<p>هنگامی که موسی فوت می کرد، به شما می اندیشید، هنگامی که عیسی برای گناهان شما مصلوب می شد، به شما فکر می کرد، ، این کلمات از اعماق قرون و اعصار به ما یادآوری می کنند که یکدیگر را دوست داشته باشید، که به همنوع خود مهربانی نمایید، که همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/ia000186-01/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>IA000209-01</title>
		<link>http://222bc.org/ia000209-01/</link>
		<comments>http://222bc.org/ia000209-01/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 04 Dec 2008 14:05:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مدیر</dc:creator>
				<category><![CDATA[سخنان شما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://222bc.org/?p=478</guid>
		<description><![CDATA[این داستان را نه به خواست خود،‌ بلکه به تشویق و ترغیب دوستانم می‌نویسم. نام من میلدرد است؛ میلدرد آنور<a href="http://222bc.org/ia000209-01/" class="searchmore">ادامه مطلب ...</a><div class="clr"></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>این داستان را نه به خواست خود،‌ بلکه به تشویق و ترغیب دوستانم می‌نویسم.</p>
<p>نام من میلدرد است؛ میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دی‌موآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم. مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است. با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام.<span id="more-478"></span><br />
امّا، از آنچه که شاگردان &#8220;از لحاظ موسیقی به مبارزه فرا خوانده شده&#8221; می‌خوانمشان سهمی داشته‌ام. یکی از این قبیل شاگردان رابی بود. رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد. برای رابی توضیح دادم که ترجیح می‌دهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایین‌تری آموزش را شروع کنند. امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد. پس او را به شاگردی پذیرفتم. رابی درس‌های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است. رابی هر قدر بیشتر تلاش می‌کرد، حس‌ّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می‌داد. امّا او با پشتکار گام‌های موسیقی را مرور می‌کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره می‌کرد.<br />
در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم. در انتهای هر درس هفتگی او همواره می‌گفت، &#8220;مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو می‌زنم.&#8221; امّا امیدی نمی‌رفت. او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت. مادرش را از دور می‌دیدم و در همین حدّ می‌شناختم؛ می‌دیدم که با اتومبیل قدیمی‌اش او را دم خانهء من پیاده می‌کند و سپس می‌آید و او را می‌برد. همیشه دستی تکان می‌داد و لبخندی می‌زد امّا هرگز داخل نمی‌آمد.<br />
یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید. خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی لازم بوده که تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد.. البتّه خوشحال هم بودم که دیگر نمی‌آید. وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم من بود.<br />
چند هفته گذشت. آگهی و اعلانی دربارهء تک‌نوازی آینده به منزل همهء شاگردان فرستادم. بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده بود) به من زنگ زد و پرسید، &#8220;من هم می‌توانم در این تک‌نوازی شرکت کنم؟&#8221;. توضیح دادم که، &#8221; تک‌نوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی.&#8221; او گفت، &#8220;مادرم مریض بود و نمی‌توانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوز تمرین می‌کنم. خانم آنور، لطفاً اجازه بدین؛ من باید در این تک‌نوازی شرکت کنم!&#8221; او خیلی اصرار داشت.<br />
نمی‌دانم چرا به او اجازه دادم در این تک‌نوازی شرکت کند. شاید اصرار او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که می‌گفت اشکالی ندارد و مشکلی پیش نخواهد آمد. تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود. برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم، یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم. در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.<br />
برنامه‌های تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد. شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود. رابی به صحنه امد. لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند. با خود گفتم، &#8220;چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟&#8221;<br />
رابی نیمکت پیانو را عقب کشید؛ نشست و شروع به نواختن کرد. وقتی اعلام کرد که کنسرتوی ۲۱ موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت کردم. ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو می‌نواخت بشنوم. انگشتانش به چابکی روی پرده‌های پیانو می‌رقصید. از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت. آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت می‌طلبد در نهایت شکوه اجرا می‌شد! هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد. بعد از شش و نیم دقیقه او اوج‌گیری نهایی را به انتهی رساند. تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت با کف‌زدن‌های ممتدّ خود او را تشویق کردند.<br />
سخت متأثّر و با چشمی اشک‌ریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را در آغوش گرفتم. گفتم، &#8220;هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی! چطور این کار را کردی؟&#8221; صدایش از میکروفون پخش شد که می‌گفت، &#8220;می‌دانید خانم آنور، یادتان می‌آید که گفتم مادرم مریض است؟ خوب، البتّه او سرطان داشت و امروز صبح مرد. او کر مادرزاد بود و اصلاً نمی‌توانست بشنود. امشب اوّلین باری است که او می‌توانست بشنود که من پیانو می‌نوازم. می‌خواستم برنامه‌ای استثنایی باشد.&#8221;<br />
چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیده‌ای نبود که پرده‌ای آن را نپوشانده باشد. مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز مراقبت‌های کودکان ببرند؛ دیدم که چشم‌های آنها نیز سرخ شده و باد کرده است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگی‌ام پربارتر شده است.<br />
خیر، هرگز نابغه نبوده‌ام امّا آن شب شدم. و امّا رابی؛ او معلّم بود و من شاگرد؛ زیرا این او بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن و شاید حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد.</p>
<p>رابی در آوریل ۱۹۹۵ در بمب گذاری بی ‎<br />
‎رحمانهء ساختمان فدرال آلفرد مورای در شهر اوکلاهما به قتل رسید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://222bc.org/ia000209-01/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

