test

GE000044-06

درنام قدوس خداوند مان عیسی مسیح برکات وفیض خدا با شما باد

با سلام ودرودی برادرانه

جدیدترین سروده ام را با الهام ازکلام مقدس خدا بمناسبت سالروز

حضورپرازفیض ورحمتش نثارخوهران وبرادران عزیزم مینمایم

باشد با درک مقام والای زن درکتابمقدس سپاس وقدرشناسی خودرا

که پرورش یافتگان دامنهای تقوا هستیم به مادران،همسران،دختران

وخواهران خود تقدیم داریم. (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

GE000044-07

با سلام ودرود حضورتمامی عزیزانیکه این سری مقالات را میخوانند وامیدوارم تجربیات زندگی من که دراین مقالات ذکرمیگردد باعث بیداری وبرکت شما گرددودرشناخت خدای واحد واطاعت ما ازاحکام اتهی ثمرات نیکو دردلهایمان بارآورد.آمین (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

UK000069-06

Man mastam az eshghe Tu
Az rahe Tu, az hastiye Tu
Man mastam az fekre Tu
Az booye Tu, az jane Tu

Ey jane man, ey hastiye man
Ey Isa jane man
Tu barani az eshghi
Bar sare khoftegan
Tu shabname Khodaee
Bar ghonchehaye mandeh bar khak

Tu paktarini
Tu paktarin ma’niye haghighati
Tu vagheheetarin raz-e zendegee
Tu javedanehtarin booye eshghi
Tu bolandtarin parvaze roshanaee
Tu zibatarin shakhehye mohebbati
Tu ajibtarin ma’niye Khodaee

(ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

GE000044-08

عادت واعتیاد

زمانیکه درمقولۀ اعتیاد وعادات بشری نظری داشته باشیم ، مهمترین مسئله توجه ما را بمصارف نا معقول مواد یا امکانات دوروبمان ویا آنچه میتواند دراختیارما قرارگیرد معطوف میدارد .

که این مصارف نا معقول باعث زیانهای اسفباربخودما ن واز همه مهمترباطرافیا ن وجامعه واثرات نامطلوب اخلاقی نسل روبرشد خواهد را داشت .

این مصارف میتواند درمواد خوراکی ، دارو، شعف آوروحتی درتفریحات وورزش نیزواقعیت های عینی فوق را دربرداشته باشد . (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

UK000069-05

Sedayash chon avaye del-angize bolbolan bood

Cheshmanash daryaeei az mohebbat bood

Kalamash nam-nam e baran bood, ama ba ghodrat

Vaghti ke ghalbash ra be rooyam baz kard bavaram nemishod ke por az noor-e eshgh va mohebbat bashad, tamamiye eshghe donya dar yek nafar jam shodeh bood

Garmaye dastanash shoore zendegi bood
Be-donbale eshghi zamini boodam; ama zamanike cheshmanam ra az tariki baz kardam va be Ou negah kardam, eshghi ma’varaye eshgh-haye aalam didam

Eshghi payan-nayaftani va tazalzol-napazir

Eshghi ke faryad, geryeh va matam nist, shademani ast o raghs o avaz

Eshghi ke por az rooh ast o zendegi
Vaghti Ou ra didam motevajeh shodam ke faghat mal-e Ou hastam va Ou az an-e man ast

Ou daroon-e man ast va man bedoon-e Ou hich hastam
Ou man ra az sargardani nejat dad, az bi-rahe be rah keshand, az khamooshi be roshani va az tariki be noor avard
Ou tanha Sakhreye Abadiye man va tanha Nejat-e man ast

نظر بدهید : ادامه...

UK000069-04

ISA AMAD

Isa amad
Ou ba noor amad.
Isa amad
Ou ba eshgh amad.
Eshgh amad
Labriz az mohebbat
Por az lotf o safa amad.
Eshgh amad
Ba dastani por az azadi
Por az rooh amad. (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

IA000209-02

ویلون‌نوازی در مترو

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند. (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

IA000388-05

به نام خدای قادر مطلق

خاطره یک نویسنده

قبل از ایمانم به عیسی مسیح با خدای خودم خلوت کرده بودم و می گفتم خدایا من یک گناهکار قهار و حرفه ای هستم ولی برای اینکه مرا ببخشی و از بار گناهان خیلی خیلی زیادم آزادم کنی قصد دارم تفسیری صد و چهارده جلدی(هر سوره یک جلد) بر قران بنویسم ؛مقدمات کار را به عنوان یک نویسنده فراهم کردم از قبیل منابع ومأخذ متعدد و غیره مثلا یکی از این منابع ۱۱۰ جلد بود و دیگری ۲۰ جلد و هزینه ها و …به هر حال زمانی را که می بایست صرف نوشتن این تفسیر می کردم حدود بیست سال به طول می انجامید به زحمتش می ارزید آخه قرار بود کمی(دقت کنید کمی!)از گناهانم بخشیده شود.بعد این همه نقشه و برنامه ریزی مفصل از طرف من که مو لا درزش نمی رفت گفتم خدا این نقشه من است . (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

IA000186-01

بهشت و جهنم

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: ‘خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ ‘، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

IA000209-01

این داستان را نه به خواست خود،‌ بلکه به تشویق و ترغیب دوستانم می‌نویسم.

نام من میلدرد است؛ میلدرد آنور Mildred Honor. قبلاً در دی‌موآن Des Moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم. مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است. در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است. با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام. (ادامه مطلب…)

نظر بدهید : ادامه...

حق چاپ © 1996-2010 دانشكدۀ الهیات مسیحی ۲۲۲. تمامی حقوق محفوظ است.
قالب iDream توسط Templates Next \ فارسی شده توسط اژدری | قدرت گرفته از وردپرس فارسی